محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

شروع تابستون و بودن در کنار پسر نازم ♥ ...

1394/4/21 18:01
نویسنده : مامان مرجان
830 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به ناز پسر گلم ، به عشقم ،امید دارم که هر جا که باشی دلت شاد و بدون غصه باشه و لبت پراز خنده باشه محبت

این روزها خیلی ناز شدی و برام دلبری میکنی و با این کارت بقول معروف کلی حال میکنم

از قدیم و ندیم همه جا گفتن و میگن دخترا واصه مامان وباباهاشون دلبری میکنن و پسرا هم بی احساسن

من خودم یه دختر بودم و تو زندگیم داداشی نداشتم که اینو تجربه کنم (البته تا قبل به دنیا اومدن پسر گلم )

ولی حالا که میبینم و زندگی با تو رو دارم تجربه میکنم که همه چیز میتونه برعکس هم باشه

آخه عزیز دل شما خیلی بچه مهربونی هستی و مخصوصا برای من وبابا امیر خیلی احساسات خرج میکنی و این منو تا حد زیادی شاد میکنه

هر روز وقتی صبح ها از خواب بیدار میشی و تا چشمت به من میخوره بهم میگی مامان خیلی دوست دارما

و منم بهت میگم من بیشتر بوس

تو خونه هر لحظه و هر ساعت میری و میای بهم میگی مامان بیا بوست کنم

البته اینو بگما نسبت به دنیای اطراف خودت زیاد واکنش نشون نمیدی و خیلی آروم برخورد میکنی و من عاشق این رفتارتم

چون معتقدم پسر باید با جذبه باشه ، طوری که دخترا عاشق جذابیتش بشن

چند روز پیش خاله عطیه و مهرآیین جون اومده بودن خونمون ، شما تو اتاقت بودی ، اومدم صدات زدم وبهت گفتم محمدطاها جون با با مهرآیین بازی کن

یواشکی در گوشم بهم میگی مامان آخه اون دختر باید با دخترا بازی کنه خندونک

 هم از این حرفت خندم گرفته بود خندههم اینکه نمیدونستم باید چی بهت بگممتفکر

وقتی یه چیزی رو زیاد میخوای میگی یه همه بده (یعنی زیاد بهم بده)

یا اینکه میگی یه همه دوستت دارم

وقتی که شب میشه میگی هوا خاموش شد

سرد و گرم با هم قاطی میکنی وقتی گرمت میشه میگی مامان عرق کردم بخاری بزن یا وقتی که سرته میری کنترل کولررو برمیداری میگی من خیلی سردمه میخوام کولر بزنم

چند روز پیش داشتم ظرفهارو میزاشتم تو ماشین ظرفشویی تا بشوره اومدی پیشم ازم پرسیدی که مامان چرا خودت اینارو نمیشوری منم بخاطر اینکه ازسرم وا کنم همینجوری بهت گفتم که این ظرفشوری مث یه دختره واسه مامان ، هر وقت مامان خسته اون ظرفهارو میشوره

فرداییش که داشتم خودم ظرف هارو میشستم بدو بدو اومدی پیشم بهم میگی مامان چرا ظرفهارو نمیدی دخترت بشوره بعد رفتی پیش ظرفشویی بهش میگی ای دختر بد ببین مامان داره تنهایی ظرف میشوره

ببین من چه پسر خوبی هستم بعد رو کردی بهم میگی مامان دختر خوب نیست پسر خوبه

الهی مامان به فدات که خوب بودنتم خودت متوجه شدی

خلاصه کلی باهات شادیم و لبخند رو لبامون میاد

خدارو بابت نعمت بزرگی مثل شما پسر گل صدهزاران مرتبه شکر میکنم

برو ادامه مطلب پسر گلم

وقتی محمدطاها هوس دختر بودن میکنه و گیره مامانو به سرش میزنه

ولی من پسر بودنت بیشتر دوست دارم عزیز دلم

انزلی

کنار دریا

اسما و یاسین و محمدطاها

البته قیافه هیچکدومتون مشخص نیست از بس سرتون مشغول بازی بود که

اصلا متوجه فلش دوربین نشدین

نقاشی پدر و پسر روی ماسه های کنار دریا

پارک فومن

قایق سواری باباامیر و محمدطاها و باباعلی تو پارک فومن

وقتی بابا و محمدطاها خونه تنها هستن وحوصلشون سر میره

بیچاره مامان که میاد خونه و میبینه که یه عالمه ریختو پاشه

پسر گلم ماهی که گذشت ماه مبارک رمضان بود و ماهم تو تدارکات این ماه بودیم

اینم رشته خشکار یکی از غذای محلی شهرمون که تو ماه رمضان استفاده میشه

بام سبز لاهیجان

سفره افطاری ما

جای همگیتون خالی خیلی خوش گذشت

بعدشم همراه بابا امیر ماشین برقی سوار شدی

خیلی خیلی خوشت اومد

این آقا پسر گل یا بقول خودت دوستت که اونجا باهاش دوست شدی

خداییش خیلی شبیه هم بودین مخصوصا موهاتون

سلفی مهنا و محمدطاها

یکی از این روزهای ماه رمضان هم تصمیم گرفتیم بریم سر زمین باباعلی

اونجا هم کلی خوش گذشت

وطبق معمول محمدطاها و چکمه های کلاه قرمزی

(علاقه خیلی خاصی به این چکمه ها داری تا اونجا میریم اول از همه میری این چکمه ها رو بر میداری و میپوشی)

صیفی کاری بابا جون خودم(بابا علی)

تمشک وحشی

اون روز کلی همون خوش گذروندیم ، مخصوصا وقتی رفتیم تو باغ و کلی سبزیجات چیدیم

از بس روحیه گرفته بودیم که دوست نداشتیم بیام خونه

آخرین شب قدر امام زاده هاشم

خوب عزیز دلم اینم از این پست که خیلی هم طولانی شد

از همه دوستای وبلاگیمون هم عذر خواهی میکنم ، این پستمون خیلی طولانی شد 

آخه خیلی وقت بود پست نمیزاشتم همش انبار شده بود

مثل خودت میگم

یه همـــــــــــــــه عاشگتم

پسندها (14)

نظرات (19)

مامان لیدا
21 تیر 94 22:17
جووونم محمدطاها, خاله خوب خوش گذروندیااا ای جانم همیشه دلت شاد باشه عزیزم چه نمکی هم حرف میزنه شیطون بلا راستی دوستت خیلی شبیه ت بود من چند لحظه مکث کردم تا تشخیص دادم
مامان مرجان
پاسخ
مرسی لیدا جون ما هم از اینکه اینقدر به هم شباهت داشتن یکم تعجب کرده بودیم
حدیث
22 تیر 94 9:52
سلام عزیزم طاعات وعبادات شما قبول وزیارت امام زاده هاشم هم قبول همیشه به گردش وتفریح امیدوارم همیشه خوش باشید کلا محمدطاها هر چیزو دوست داشته باشه زیاد استفاده میکنه مثل من من عاشق این سیفی کاریم خیلی خوشگلن خیلی تا حالا اینقدر خوشگل روی درخت ندیده بودم امیدوارم همیشه خوش باشید
مامان مرجان
پاسخ
مرسی حدیث جون نماز روزه شما هم قبول باشه
مامان سحر
22 تیر 94 17:11
مرجان جان پسرا همه یجور نیستن ...خیلی هاشون از یه دختر بیشتر به ماماناشون وابستن...خیلی هم با محبتن درست مثل محمدطاها جون به به چه محصولی داده باغتون من عاشق این کارا هستم خیلی به ادم ارامش میده نماز و روزه هاتون قبول ...همیشه و در کنار هم خوش باشین
مامان مرجان
پاسخ
آره سحر جون این واقعیت داره که گاهی یه پسر هم محبتش به پدر و مادرش بیشتره ... مرسی عزیزم
عمه فروغ
22 تیر 94 17:54
سلام مرجان جون نماز و روزه هاتون قبول التماس دعا ای جونم به محمدطاهای شیرین زبون و مهربون که این قدر مامان رو دوست داره خدا حافظت باشه عزیزم خوشحالم که روزهای خوبی رو داشتید همیشه به شادی و گردش
مامان مرجان
پاسخ
مرسی فروغ جون که همیشه بهمون لطف داری
مامان علی مردان
24 تیر 94 9:26
ای جوووونم چقدر خوش گذرونی به نظر که خوش مزه میاد نوش جونتون.دستورش رو میدید؟ آره .واقعا شبه هستن
مامان مرجان
پاسخ
مرسی زینب جون ... انشالله سر فرصت بهتون دستورشو میگم
کیان
24 تیر 94 11:03
قربون اون شیرین زبونیات شیطون بلا
*مامان فرزانه*
26 تیر 94 12:27
سلام.محمدطاهاجون شیرین زبون شدی ماشالله خدا حفظت کنه؛ آرزو میکنم یه همه خوش باشید کنارهم
*مامان فرزانه*
26 تیر 94 12:31
سلام محمدطاهاجون.پسرا یه همه بهترن.والا.......یه همه هم دوستت دارم
مامان مرجان
پاسخ
مرسی منم یه همه دوستتون دارم
مامان روشا
26 تیر 94 23:03
سلام گلم ماشاالله به این همه شیرین زبونی فدای اون دلبری کردنت خیلی ماهیییی گل پسر دست بابازرگتم دردنکنه واسه باغی که درست کردهه حسابی دل ما روآب کرد انشاالله همیشه تنش سالم وسایش روسرتون باشه مراقب خودتون باشین بوس
مامان مرجان
پاسخ
مرسی شما هم روشا جونو ببوسین
مامان آنیسا
30 تیر 94 15:37
سلام عزیزم نماز روزه هاتون قبول حق چه خوب که محمد طاهای عزیزم آروم و مهربونه برخلاق دختر ما که لجباز و خشنه عزیزم عکساش خیلی ناز شده
مامان مرجان
پاسخ
مرسی عزیزم
مامان زهره
31 تیر 94 10:44
ای دون چه پسر خوش تیپی بهترینهارو براتون آرزومندم
مامان ریحانه
31 تیر 94 20:08
مرجان جون به عنوان مادری که تجربه ی داشتن یه پسر و یه دخترو داره میتونم بگم که شما صحیح میفرمایید یه پسر خیلی علاقش به مادر بیشتره البته شاید وقتی بزرگتر میشه و به سن بلوغ نزدیک میشه گرایشش به طرف پدر بیشتر بشه ولی در کل مادرو بیشتر دوست داره اینا تجربیات من در دو مرحله ی کودکی و نوجوانی پسرمه و اما فدای شیرین زبونیای خوشگل پسر بشم من که ماشین ظرفشویی رو مواخذه کرده مرجان جون خوب هواتو داره ها فدای غلط غلوط حرف زدنش نازنینم تازگیا بلد شده فرق بین سرد و گرمو انشالله که خواهر شادی های زندگیت روز به روز افزون تر باشه در کنار گل قشنگ زندگیت
مامان مرجان
پاسخ
مرسی ریحانه جون ... آره از اینکه میبینم بهم ابراز علاقه میکنه خیلی خوشم میاد
مامان ریحانه
31 تیر 94 20:33
وای خدای من چقدر دختری هم بهش میاد خیلی ناز شده خدا رو شکر که تفریحات شادی داشتید رشته خشکارتونم معلومه خیلی خوشمزست کاش دستور پختشو با روش خودتون میذاشتید صیفی جاتم که دهن آدمو آب میندازه و همچنین تمشکهای خوشمزه زیارتتون قبول عزیزم خیلی پست قشنگی بود محمد طاهای نانازیو خیلی ببوووووووووووووس
مامان مینا و باباسعید
2 مرداد 94 0:24
سلام عزیزم چه پسر نازی.مرسی که بهمون سرزدید
زهـــــــــرا
3 مرداد 94 11:35
سلام خاله جون میشه بیاین و توی مسابقه نی نی کوچولوم شرکت کنید......
مامان مرجان
پاسخ
به روی چشم عزیزم
آبجی فاطمه
6 مرداد 94 14:56
سلام عزيزم چقدر تو جيگري الهي تو جز دوستان من هستي در نيني گپ اگر بياي با هم چت كنيم خوشحال ميشم
نیلوفر/مامانه روژینا
11 مرداد 94 3:14
مرجان جون سلام. خوبی عزیزم محمد طاهای دوست داشتنی خوبه. از طرف من حسابی ببوسش. گلم از اشنایی باهاتون خیلی خوشحالم. با افتخار لینکتون کردم.
مامان مرجان
پاسخ
سلام نیلوفر جون ... مرسی عزیزم ... شما هم با افتخار لینک شدید
زهرا مامان ایلیا جون
14 مرداد 94 2:14
خوش باشین دوست گلم
مامان مرجان
پاسخ
فدات بشم عزیزم
طناز (مامان آروين)
19 مرداد 94 12:04
اي جانمممممممم. چه دوچرخه سواري. مامانش پسر داشتن محشره. بوووووووووووووس
مامان مرجان
پاسخ
آره عزیزم چون خودم داداش نداشتم برای من پسر داشتن یه تجربه دوست داشتنیه